توی دفترچه ی پر حجم زمان دیرگاهی است فراموش شدم.
اسم من گم شده است:
لا به لای ورق کهنه ی آن لایحه ها زیر آن بند غریب پشت انبوهی از آن شرط و شروط لای آن تبصره ها
اسم من گم شده است:
در تریبون معلق شده سخت سکوت حق من گم شده است،زنگ انشاء کسی انگار نمی خواست معلم بشود
شان من گم شده است:
شان من نیست بنالم شان من نیست بگویم زتهی ، ز نبود یا از این زخم کبود لیک رنگ رخساره گواهی از همه رنج فزون.
اسم من گم شده است:
نردبانی شده ام صاف به دیوار ترقی تا که این نسل وآن نسل پای بر پله ی من سوی فردا بروند
و غریبانه فراموش شوم
اسم من گم شده است.
نوع مطلب :
برچسب:
نویسنده: پرهام شریعتی